جامعه ای داریم که از شش سالگی یاد میگیره که حفظ کن، بیخیال محتوا، از شعر تا جدول ضرب رو حفظ میکنه، با حفظ کردن دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس و دکترا رو توی بهترین دانشگاههای کشور میگیره و میشه نظریه پرداز! در چه مورد؟ حالا از بحث خارج نشیم بهتره :)) جامعه ای داریم که مطالعه و تفکر در محتوا در اکثر موارد ضد ارزش هستش، همه منافع خودشون رو براساس متونی که حفظ کردند استوار کردند و در مورد هر چیزی جز اون فوبیا دارند.
در مورد برابری خواهی و فمینیسم حرف میزنی با ادعای بسیار بالا میان و این دو رو از هم جدا میکنند و وقتی می‌پرسی فمینیسم یعنی چی، در تعریف می مانند و با مثال جواب میدهند، مثالهایی که اگر از خود مثال بپرسی تو فمینیست هستی؟ در اکثر موارد می‌شنوی که نه، من معتقد به فلان تفکر هستم که با برابری خواهی تعارضاتی دارد

این البته یک سوی جریان است
سوی دیگر جریان خود ما مدعیان فعالیت فمینیستی هستیم
در همه این سالها تمام سعیمان را کردیم که به کسی که معتقد است ناقص العقل است بفهمانیم که ناقص العقل نیست، یا کسی که تمام هویتش در این است که با تحقیر جنسیت دیگری برای خود شخصیت بسازد، بگوییم این کار غلط است ولی فکر نکردیم در جامعه که با این کمبودها دست به گریبان است اگر تحقیر جنسیت مقابل را کنار بگذار، دیگر شخصیت و‌ هویتش را بر چه اساس باید تعریف کند؟

شاید بهتر باشد درمان چنین افرادی را به روانپزشکان بسپاریم و البته خودمان نیز به روانپزشک مراجعه کنیم تا در مورد خیلی موارد درمانمان کنند (خوب روانپزشک بیکار زیاد داریم، رفع بیکاری خیلی از مشکلات جامعه ما رو حل می‌کنه 😂 )

اما واقعا چه باید کرد؟
جواب من : نمی‌دانم 😎
ولی کاری که من میکنم :
از دیدگاه من حداقل دو وعده غذای کامل و سالم در روز حق هر انسانی است، تعریف غذای کامل هم غذایی است که متشکل از همه موارد مورد نیاز بدن باشد احتمالا در این سالها که خام_گیاهخواری یا حداقل ادعای گیاهخواری مد روز شده، در اطرافتان زیاد بوده اند که در شبکه‌های اجتماعی به جای نام فامیلی خود از واژه‌هایی مانند وگان استفاده میکرده‌اند**، حال آیا بحث با این افراد نتیجه ای دارد؟ کسانی که تجربه‌اش را دارند به حتم میگویند خیر
این انسانها هم حق دارند سه وعده غذا که به اندازه لازم و کافی متشکل از گوشت باشد مصرف کنند ولی این حق را هم دارند که از حقوقشان استفاده نکنند
بیاییم زیاد خود را درگیر کسانی که تمایلی برای استفاده از حقشان ندارند نکنیم، لجبازی‌های این گروه نیز روزی به پایان رسید، شاید آن روز به مانند دوستان خام_گیاه خوارمان روزی باشد که به دلیل زیاده روی و آسیب‌هایی که به بدنشان وارد شده، در بیمارستان بستری شده اند باشد
داشتم میگفتم، من سعی در داشتن دو وعده غذای کامل و سالم در روز و همچنین سعی برای پیشرفت خودم و اصلاح جامعه اطراف خود دارم،من حق دارم در جمعی زندگی کنم و نفس بکشم که با تفکراتم نزدیکی داشته باشند، حق دارم در میان کسانی باشم که به برابری حقوق انسان‌ها فارغ از نژاد، مذهب، جنسیت و ... حداقل در تضاد نباشند، و البته اصلاح جامعه اطرافم، مساوی با تلاش برای تغییر تفکرات افراد نخواهد بود، چون در این سالها به خوبی آموخته ام اکثریت آدم‌هایی که این حوالی به جز نوک بینی خود جای دیگری را نمیبینند، خبرگزاری‌های معروف به دروغ پردازی منبع مستند اخبار می شوند و نادان‌ترین انسان‌ها مرجع مشورت و تیتراژ کتب غیرتحصیلی حداکثر 500 جلد، البته به جز آن کتاب‌هایی که برای تکمیل دکوراسیون خانه لازم است که بی‌شک تیتراژ آنها حتی می‌تواند از تیتراژ برخی کتب کمک درسی هم پیشی بگیرد
شاید بهتر باشد تذکر دهم، اصلاح جامعه اطرافم به معنی اصلاح ادم‌ها نخواهد بود، اصلا خود من بیشتر از هر کسی نیاز به اصلاح دارم
شاید بیشتر به معنی تغییر چینش ادم‌های اطرافم خواهد بود، بعد سالها به این تفکر رسیده ام که با نبودن انسان‌های خود بزرگ بین در اطرافم آرامشی ایجاد خواهد شد که بسیار آسانتر میتوانم در راه اصلاح خود و قدم نهادن در راه پیشرفت فعالیت کنم و تاریخ گواه است که هر چه مدارج ترقی بیشتری را پشت سر قرار داده باشی تاثیر گذاری بیشتری خواهی داشت

نوشته : کاوه رضائی


پانوشت
** البته آنچه در برخی کشورهای جهان و البته در میان انگشت شماری از ایرانیان رایج است و شاید ضرری برایشان نداشته باشد جایگزین کردن برخی مواد خوراکی با تولیدات دامی است و نه آنچه ما در اکثریت جامعه ایرانی تحت عنوان حذف کامل محصولات دامی بدون جایگزین میبینیم، وارد جزییات موضوع نمی‌شوم چون بسیار گسترده است و خارج از این بحث، فقط به عنوان نمونه ای از زیاده روی لجوجانه از این مثال استفاده کردم