افزایش آگاهی کارگران، شاید یکی از مهمترین راههای پیشرفت و توسعه کشور باشه

اما چگونه میتوان کارگری را که بیش از ۱۰ ساعت در روز و ۷ روز هفته کار می‌کنه تا حداقهای خانواده خودش رو تامین کنه رو تشویق به صرف وقت برای افزایش اگاهی کرد، جوابش چندان آسان نیست

کارگاهها و سخنرانی‌هایی که ادارات کار و بهداشت در شرکتها برگزار میکنند، هر چند نمیشه گفت موثر هستند، اما تاثیرشون صفر هم نیست

اما نوع دیگه‌ای از اگاهی هم هستش که باید مورد توجه قرار بگیره که در دو مثال بهش اشاره میکنم

در روزهای اخیر با کارگری صحبت میکردم که وقتی میگفتم باید برای موفقیت و پیشرفت تلاش کرد، گفت: «من از خدا خواستم که بهم بده، اگه الان از تو بخوام بهم آچار بدی و بعد از نفر بقلی آچار بگیرم، تو ناراحت نمیشی؟ وقتی از خدا میخوای هم باید منتظر بمونی تا بهت بده»

یا امروز با فرد دیگه ای صحبت میکردم که از صبح خودشو با سیگار خفه کرده بود، فکر کردم بخاطر تاخیر پرداخت حقوق و … مشکل پیدا کرده، که مشکل هم داشت ولی بخاطر اون ناراحت نبود، می‌گفت چرا بجای اینکه بگن به خدا توکل کنید، در مورد زلزله همش تاکید بر روی ساخت ساختمان مقاوم و اینجور حرفا هستش، اینها همش از ضعف ایمان مردم هستش! و …

در تمامی موارد بالا، افراد کاملا با روحانیت شیعه و حکومت رابطه خوبی ندارند ولی از چه منبعی، چنین نوع تفکر دینی را آموخته اند، حداقل برای من جای سوال داره؟ صد البته تاثیرات مخرب چنین تفکراتی کمی ترسناک هستش

نوشته : کاوه رضائی